«سلاح صلاح صلح» اثری است که با جسارتی فلسفی، پارادوکسِ بنیادینِ عصرِ مدرن را کالبدشکافی میکند: صلح به مثابهیِ محصولی از کارخانههایِ اسلحهسازی. مسئلهی مرکزیِ کتاب، نقدِ پیوندِ نامقدسِ میانِ معیشتِ کارگر و چرخهیِ تولیدِ جنگ است؛ جایی که کارگر برایِ بقایِ خود، ناخودآگاه آرزویِ شعلهور شدنِ جنگی را دارد که نابودگرِ همنوعانِ اوست. نویسنده با واسازیِ آرکتایپِ «کارخانهیِ اسلحهسازی (ص)»، نشان میدهد که چگونه شعارهایِ فریبندهیِ «صلح» و «صلاح» توسطِ طبقاتِ حاکم (اصیلخواندگان) برایِ تداومِ استثمار و قدرتِ موروثی (خونِ پاک) به کار گرفته میشوند.
ساختارِ هشتگانهیِ اثر، سیری است از واکاویِ زندگیِ فرسایشیِ مغلوبان در «مردابِ تکرار» تا تحلیلِ ذهنیتِ پیچیدهیِ ناظران (سرکارگران) و مدیرانِ بحران. شهسواری با بهرهگیری از نمادِ «ستونِ آهنین» و «سطوحِ نورانی» (رسانه)، تضادِ میانِ واقعیتِ تلخِ فقر و رویایِ کاذبِ رفاه را تصویر میکند. کتاب، مانیفستی است برایِ «عصیانِ کلامی»؛ فراخوانی برایِ بازنویسیِ ارزشهایِ انسانی و گسستن از چرخهای که در آن «وظیفه» (ساختنِ گلوله)، جایگزینِ «اختیار» و بیداریِ اخلاقی شده است.
در راستایِ دکترینِ «جانگرایی» و نشرِ سبز، «سلاح صلاح صلح» کاملاً به صورتِ دیجیتال و متنباز عرضه شده است. نویسنده با نفیِ کاملِ چاپِ کاغذی و تأکید بر «حقوقِ درختان»، این اثر را به ابزاری برایِ پاسداری از تمامیِ جانداران بدل کرده است. این کتاب، دعوتی است برایِ کسانی که آمادهاند با نفیِ «تکدیگریِ سازمانیافته» و خیریههایِ نمایشی، آگاهیِ طبقاتیِ خود را بازیابند و با شکستنِ طلسمِ «صلحِ مسلح»، جهانی بنا کنند که در آن، جانِ آدمی نه ابزارِ تولیدِ سلاح، بلکه غایتِ اخلاق باشد.