«تمدن» اثری است که با بیانی تمثیلی و رادیکال، نقاب از چهرهیِ «تمدنِ بشری» برمیدارد و آن را نه دستاوردِ فرهنگی، بلکه سازهای فیزیکی برایِ استثمارِ سازمانیافته معرفی میکند. مسئلهی مرکزیِ اثر، بررسیِ رابطهیِ میانِ «تعدادِ طبقاتِ سرکوبشده» و «میزانِ شکوهِ تمدن» است. نویسنده با واسازیِ آرکتایپِ «ساختمانِ تمدن»، استدلال میکند که شکوهِ طبقهیِ حاکم (مالکان) مستقیماً با بلعیدنِ جوانی و جانِ زحمتکشان (جنگزدگان) گره خورده است. «تمدن»، کالبدشکافیِ مکانیسمی است که در آن «خونِ پاک و ناپاک» (نژاد و طبقه) به ابزاری برایِ تثبیتِ نظمِ سیاه بدل میشود.
ساختارِ هفتگانهیِ اثر، سیری است از واکاویِ هرمِ قدرت تا الهیاتِ بهرهکشی؛ جایی که مفاهیمِ مذهبی و قانون، به جایِ رهایی، برایِ توجیهِ اسارتِ کارگرانِ مسخشده در «اتوبوسهایِ اسارت» به کار میروند. شهسواری با بهرهگیری از نمادِ «ریلِ سیاه»، انتقالِ ثروت از پایین به بالا را به تصویر کشیده و با آرکتایپِ «قادر» (پیامبرِ مالکیت)، نقشِ ایدئولوژی در مشروعیتبخشی به نظمِ موجود را رسوا میکند. کتاب، مانیفستی است برایِ «ویروسِ طغیان»؛ فراخوانی برایِ کسانی که میخواهند از مهرهیِ ماشینِ تمدن به «انسانِ عاصی» بدل شوند و تقدسِ «جان» را در برابرِ «بتِ سرمایه» علم کنند.
در راستایِ دکترینِ «جانگرایی» و نشرِ سبز، «تمدن» کاملاً به صورتِ دیجیتال و متنباز عرضه شده است. نویسنده با نفیِ کاملِ چاپِ کاغذی و تأکید بر «قانونِ رهایی»، این اثر را به بخشی از مبارزهیِ بیولوژیک برایِ بقایِ زیستبوم بدل کرده است. این کتاب، دعوتی است برایِ عبور از «امنیتِ بردگی» و پذیرشِ آزادیِ پرخطر؛ اثری برایِ آنان که میخواهند با نفیِ «مفتخوارگیِ نهادین»، مرزهایِ طبقاتیِ کاذب را در هم شکسته و جهانی بنا کنند که در آن، جانِ هیچ انسانی برایِ بنایِ کاخِ دیگری قربانی نشود.