«رؤیا» اثری غیرداستانی و تحلیلی است که با جسارتی فلسفی، بنیادیترین زندانهایِ بشری یعنی «جبرِ زادگاه» و «عقایدِ موروثی» را به چالش میکشد. مسئلهی مرکزیِ کتاب، نقدِ تمدنِ ابزارمحوری است که در آن، انسان به جایِ «بودن»، به «ساختن» و «تولید» تقلیل یافته و در پی آن، حقوقِ سایرِ جانداران را قربانی کرده است. نویسنده با واسازیِ مفاهیمِ سنتیِ هویت، استدلال میکند که برایِ تحققِ «جهانِ آرمانی»، باید مرزهایِ جغرافیایی و دینی جایِ خود را به حقِ انتخابِ آزادانهیِ باور در سنِ بلوغِ خرد بدهند.
ساختارِ هفتگانهیِ اثر، سیری است از انقراضِ طبیعتِ انسانی در عصرِ تکنولوژی تا ظهورِ آرمانی که در آن «قانونِ رهایی» (عدم آزار) به مثابهیِ عالیترین اصلِ حقوقی جاری است. شهسواری با بهرهگیری از آرکتایپِ «عینکِ مسخ»، چگونگیِ مهندسیِ واقعیت توسطِ قدرت را افشا کرده و راهِ عبور از «جبرِ موروثی» به «اختیارِ انتخابی» را ترسیم میکند. کتاب، تلاشی است برایِ جایگزینیِ «میهنِ جغرافیایی» با «میهنِ باوری»، جایی که انسانها نه بر اساسِ خون و خاک، بلکه بر اساسِ ارادهیِ آزاد و همسوییِ فکری به یکدیگر میپیوندند.
در راستایِ دکترینِ «جانگرایی» و نشرِ سبز، «رؤیا» کاملاً به صورتِ دیجیتال و متنباز عرضه شده است. نویسنده با نفیِ کاملِ چاپِ کاغذی و تأکید بر «حقوقِ درختان»، این اثر را به ابزاری برایِ بیداریِ همگانی و حفظِ زیستبوم بدل کرده است. «رؤیا» دعوتی است برایِ کسانی که میخواهند از بندِ «آلودگیهایِ عقیدتی» رها شده و با کنار نهادنِ «خردِ ابزارساز»، به سویِ «خردِ مهرآمیز» و تقدسِ حیاتِ تمامیِ جانداران گام بردارند.